سيد محمد باقر برقعى

317

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

( در نظم خلاصة الحساب شيخ بهايى ) ؛ 4 - قواعد الرّمل ؛ 5 - تجويد و ترتيل ؛ 6 - گلستان الادباء ( معمّا ) ؛ 7 - منتخب المقدّمات ( در صرف و نحو ) ؛ 8 - قواعد النّجوم ؛ 9 - كتاب الارث ؛ 10 - ديوان اشعار ؛ 11 - مختصر اللّغة . « 1 » در مدح و منقبت امير المؤمنين على عليه السّلام به طريق سؤال و جواب . بهاريّه رسيد ، چه ؟ مه فرورد ؛ كى ؟ كنون ؛ به چه عنوان ؟ * دميد ، چه ؟ گل سورى ؛ كجا ؟ به ساحت بستان بهار آمده ، آرى ، به كو كنار نظر كن * كه گشته است صدف‌وار پر ز لؤلؤ و مرجان ديگر بگوى ، شده ابر اشكبار ، ز ديده * براى كى ؟ ز غم طفل‌هاى لاله و ريحان كجاست طفلك ريحان ؟ ميان ساحت گلشن * چه كرده ؟ گشته ز سر تا به پا برهنه و عريان كه پرورش دهد او را ؟ نسيم صبح سعادت * كه مادرى كند او را ؟ تراب از دل و از جان فتاده روى زمين ؟ خير ؛ بل به دامن زنبق * كه ذكر خواب بگويد براش ، بلبل دستان مگر كه بلبل دستان كنند نغمه‌سرايى ؟ * بلى ؛ به منبر اشجار گشته‌اند غزل‌خوان ز فرودين چه خبر ؟ مژده داده است به مردم * كه چه ؟ رسد مه اردى ؛ كى ؟ گاه بارش نيسان به وصف باغ دمى گوى ؛ فرش گشته سراسر * تمام ساحت باغات ؛ از چه ؟ از گل قحوان ديگر چنار فكنده است كهنه پيرهن از بر * صنوبر است قباپوش و سرو آمده رقصان فضاى دشت چه‌سان ؟ شد چه صفح انگليون * كنار كشت عيان شد ؛ چه ؟ كوكبى رخشان نگفته هيچ سخن غنچه ؟ خير ، لب نگشوده است * مباد آنكه ببينند مردمش بُن دندان پس اين شما مه چه باشد ز چشم نرگس مشكين ؟ * كه ديده باز نموده مثال عاشق فتّان صداى قهقهه از كوه مىرسد ؟ بلى ، از چيست ؟ * نواى كبك ؛ چرا ؟ از نجات رنج زمستان به دشت صيحه چه باشد ؟ ز آهوان ، ز چه بابت ؟ * ز شوق كثرت عشب و ز ذوق قلّت اهوان كه چنگ مىبزند دم به دم ، كه دم به دم نى * صفير صعوه و سار است اين به گلبن اغصان

--> ( 1 ) - اشعار مرحوم رجاء را فرزند برومندش محمّد حسن رجايى برايم ارسال داشته است .